تبليغاتX
.::< ازهمه دل بریده ام دلم اسیر یک نگاست تموم ارزوی من زیارت امام رضاست ..>::.

امام رضا دیوونتم
امام رضا دیوونتم



میدونی میخوام کجابرم؟

میخوام برای کفترا

 یخورده گندم ببرم

اونجا که گنبدش طلاست

باکفتراش پر بزنم

دوسش دارم اماممه

در خونشو در بزنم

میخوام برم به مشهد ویه هفته اونجا بمونم

تو حرم امام رضا نماز حاجت بخونم

بهش بگم امام رضا مریضارو شفا بده

دوای درد مردم و ازطرف خدا بده

2009/7/21  توسط مینا  |

 


سؤال هميشه
گلدسته ات
كهكشانى است
كه سياهى شهر را تكذيب مى كند
پيرامون تو همه چيز بوى ملكوت مى دهد:
كاشى هاى ايوانت
و اين سؤال هميشه
كه چگونه مى توان آسمانها را
در مربعى كوچك خلاصه كرد.
و پنجره فولاد
التماسهاى گره خورده
و بغضهايى كه پيش پاى تو باز مى شوند...


زائر هميشه

ايـن جتا ز شمع وسوسه بيگانه مى شوم گـرد ضـريـح پاك تو پروانه مى شوم
ايـن جا به جام بوسه شراب ضريح را تـا انـتـهـاى ذائـقـه پيمانه مى شوم
ديـوانـه را بـگو طلب عقل تا به چند؟ مـن مـى رسم كنار تو ديوانه مى شوم
اى كـاش تـا كـبوتر صحن توام كنند چـون زائـر هميشه اين خانه مى شوم
گو جان فداى نام تو سازم رضا! كه من

مـى سازم اين حقيقت و افسانه مى شوم



طواف گنبد
هر شب در خيال خويش
ضريحت را
با آب ديدگانم غبارروبى مى كنم
و با نسيم
كبوتران ضريحت را
در ديدگانم
مجسم مى كنم
و بر گنبد طلايى ضريح تو
طواف مى گذارم
چشم هايم شيدا
براى يك لحظه
يك ثانيه
حضور صميمى ات را
در ضريح ترسيم مى كند
و من
بى قرار مثل يك قطره حباب
رنگين ترين رؤيا و مجنون ترين مجنون
مى گردم
و از خطوط سبز تخيل
بر وادى عشق تو گام مى نهم
و در سفر به نزد تو
يا غريب الغربا!
حكايت هاى خسته جانم را بازگو مى كنم
و كبوتر ذهنم را
از حرم تنگناى خويش
بر وادى عشق تو رهسپار مى گردانم


دعاى نور
من در ويرانه هاى شهر
قاب عكسى را پيدا كردم
كه پر از شفافيت نور مى درخشيد
و گنبد طلايى آن
آشيانه كبوتران سپيد بود
كه از لانه نور دانه مى چيدند
من در حيرت عكس
شگرف گريستم
يك لحظه بى قرار فرياد برآوردم:
الهى !
چه مكانى است بزرگ، وسيع
به وسعت بيكرانه ها
كه عقل را حيران مى كند
و بى قرار به جست و جوى
آهوان عاشق بودم
يك لحظه
باران سكوتم را شكست
و من،
عاشقانه
به وسعت ابرها
گريستم
و اشك،
چون الماسى گرانبها
بر قاب عكس ضريح
فرو ريخت
و من
به نورانيت ضريح
به حجم بيكرانه ها
نگريستم
و زير لب دعاى نور را
زمزمه كردم
و به بزرگى عشق پناه بردم
رخساره ام گلگون گشت
و من
همدم رازهاى پنهانى ام را
در سكوت تنهايى ام
پيدا كردم
و قصه غصه هايم را
بر سينه خوان نعمتش
فرو ريختم
و سبكبال
بر بلنداى ضريح او
عاشقانه
اوج گرفتم
تا شايد
كوله بار گناهم را در خاكى خاك
فرو نهم
تا شايد امام
دلم را پر از استجابت دعاهايم گرداند
يا معين الضعفا!
يا ضامن آهوان!
مرا درياب
به خاطر چشمهاى بارانى ام
و قلب شكست خورده ام در توفان
مرا درياب
بر بلنداى اوج قاب عكس ضريحت
مرا سير ده
تا پر از استجابت دعاهايم شوم

2008/7/7  توسط مینا  |

 

تو دل یه مزرعه یه کلاغ روسیاه                      هوایی شده بره پابوس امام رضا

اما هی فکر می کنه اونجا جای کفتراست        اخه من کجا برم  یه کلاغ که روسیاست

من که توی سیاهیا از همه روسیاه ترم           میون اون کبوترا باچه رویی بپرم

توهمین فکرا بودش  کلاغ عاشق ما        یه دلش میگفت برو یه دلش می گفت بمون

که یهو صدایی گفت تو نترس و راهی شو       به سیاهی فکرنکن تو یه زائری برو

من که توی سیاهیا از همه روسیاه ترم           میون اون کبوترا باچه رویی بپرم

اقاجون می خوام بیام به مشهدت             به طواف کفترای گنبدت

براشون یه کیسه گندم بیارم                     خبراز دردای مردم بیارم

بهشون بگم برام دعا کنن                        اونقدر تا که تورو رضا کنن

 

2008/6/30  توسط مینا  |

 

 



به نام خدا
سلام من مینا هستم 18سالمه و از یه شهر کویری(یزد)
عاشق امام رضا هستم
ازهمه دل بریده ام دلم اسیر یک نگاست تموم ارزوی من زیارت امام رضاست



 

 

 

هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387

 

 

السلام علیک یاعلی بن موسی الرضا
مدل لباس

 

علی پاستوریزه
ღ♥ღمریم جونم که واقعا دوسش دارمღ♥ღ
ღ♥ღ میناوشهره(وب سایتی نامبروان)ღ♥ღ
ღ♥ღ ساغر(توپه توپه)ღ♥ღ

 

RSS 2.0
www.GHASRE21.blogfa.com

Designed By javalord